X
تبلیغات
دنیای من کسری و کوروش عزیزم
دنیای من کسری و کوروش عزیزم
نوشته شده در تاريخ جمعه 15 آذر1392 توسط مامانی |
یک مامانی گرفتار  و پر مشغله  با داشتن یک پسر  کلاس اولی  اینجوری میشه که نمی تونه ماهی یکبار هم وبلاگ گل پسرها رو به روز کنه.

کسری جان مامان بالاخره به مدرسه رفتن و نوشتن تکلیف شب عادت کرده و حالا خودش رو موظف می دونه تکالیفش رو بنویسه و بعد  مامانی دیگته شب بگه و بنویسه  ولی برای مرور درسها کمی بازیگوشی میکنه اما مامانی به هزار روش وبازی و توضیح و توجیه راضی اش میکنه و قیافه مامانی آخرش این شکلیهکلافه

img_7560.jpg


img_7555.jpg


img_7559.jpg

کوروش جان هم در حال درس خوندن کسری زیر دست وپا هست و کتابها رو برمیداره و شکلهاشون رو نگاه میکنه و برای خودش اواز میخونه مثلا درس میخونه فداش بشم

متاسفانه از بیستم مهر معلم کسری به خاطر بی مسئولیتی مسئولین مدسه عوض شد و بچه ها که تازه بهش عادت کرده بودند  مجبور شدند با معلم جدید درس رو ادامه بدهند و متاسفانه مسئولین نه تنها از والدین عذرخواهی kکردند بلکه در مقابل اعتراض و گله والدین جبهه گیری کردند و یکسری خانواده ها بچه هاشون رو از مدرسه بردند و ما یکسری خانواده ها به خاطر اینکه بچه ها با دوستانشون باشند و محیط مدسه از قبل براشون آشنا بود گذاشتیم با همین منوال امسال رو بگذرونند فقط کار ما والدین بیشتر شد چون معلم جدید بیشتر به بچه ها تکالیف داخل منزل  میده و برای اینکه بچه ها  درس  رو کامل یاد بگیرند حتما باید والدین هم با بچه ها دروس رو مرور کنند. منم به ناچار بعد از ظهر ها کسری رو با خودم میبرم کلنیک و بین کار به درس کسری میرسم  و این روش کلی برای کسری بهتر شد چون کوروش وقتی خونه هستم بهم آویزون میشه و نمیذاره با کسری درس کار کنم

دیگه اینکه عید غدیر رفتیم چابهار و خیلی خوش گذشت  و تنوع خوبی بود . کسری و کوروش لب دریا بهشون خوش گذشت و خوب بازی کردند.

201103131283.jpg


201103131287.jpg


201103131291.jpg


201103131302.jpg




201103141313.jpg


201103141307.jpg


201103141316.jpg


از چابهار که برگشتیم موهای بلند کوروش رو کوتاه کردیم که همه مخالف کوتاه کردن موهاش بودند چون خیلی  بهش میومد اما چون اجازه نمیداد مرتب شونه بشه  و عرق میکرد در یک تصمیم آنی با  دایی سعید فرستادمش آرایشگاه و گفتم موهاشو کوتاه کوتاه کنند.


img_7495.jpg

اما یک هفته بعدش کوروش گرفتار بیماری ویروسی شایعی شد و اسهال و استفراغ و بعدش سرما خوردگی و تب شدید که تا بهبودی کامل  دو هفته طول کشید. طفلک بچم آب شد و در حال حاضر خیلی لاغر و ضعیف شده و اشتهاش مثل همیشه کم هست.

 دو تولد توی  آبان داشتیم اولیش تولد دایی حسام بود  که حسابی خوش گذشت و کسری حسابی رقصید و بعد تولد بابا مهدی هم بیست ودوم بود که مصادف با تاسوعا بود و با تاخیر جشن گرفتیم و مثل همیشه یک جشن کوچولوی خانوادگی گرفتیم .

13848232651295595753.jpg

آذر ماه هم با درس کسری  مشغولیم و کوروش باز به خاطر نیش زدن دندون آسیای پایین تب کرد و کمی اسهال داشت دو هفته از غذا خوردن افتاد و الان تازه دو روزه می تونه چیزی بخوره  طفلی کوروشی تا بخواد کل دندوناش دربیاد چیزی ازش نمی مونه




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 14 مهر1392 توسط مامانی |
اول مهر

 از شب قبل کیف مدسه کسری رو با ذوق آماده کردم لباسش رو  دم دست گذاشتم و کمی باهاش صحبت کردم که فرداش میره مدرسه و  با دوستاش  تو یک کلاس هست ( از قبل با مامان چند تا از دوستاش هماهنگ کرده بودیم کلاسشون با هم باشه) و کسری بیشتر گوش میکرد و جوابی نمیداد.صبح بیدارش کردیم کمی بدقلقی کرد که نمی خوام برم مدرسه و میخوام بخوابم و من و باباش باهاش صحبت کردیم و نازو کشیدیم تا آماده شد و  با هم رفتیم مدسه .بچه ها توی صف ایستاده بودند و پدر و مادرها  هم  تو سایه درختهای حیاط مدرسه ایستاده بودند ما هم کسری رو بردیم تو صف کلاس اولیها و خودمون کنار  بقیه مادر و پدرها ایستادیم  و کم کم بقیه دوستان کسری از جمله  پارسا - مسیحا عرشیا عرفان و... با خانواده هاشون اومدند . کم کم مراسم صبحگاهی برگزار شد طفلکی بچه ها تو ٰآفتاب بودند  و عرق می ریختند و ناظم مدرسه که به نظرم  اصلا ناظم خوبی نیست اول بچه های کلاسهای بالاتر رو اسامی شون رو می خوند و می فرستاد کلاسهاشون و آخر از همه که  حدود نیم ساعتی طول کشید کلاس اولیها رو فرستاد کلاسهاشون . طفلکی کسری  جان همش میگفت مامان پاهام درد گرفت  و خسته شده بود . بالاخره رفتیم کلاسشون و بچه ها  از اینکه با هم بودند خوشحال بودند  معلمشون اومد  وبا بچه ها و خانواده هاشون صحبت کرد  و بعد خداحافظی کردیم و آخر وقت هم من و بابایی با هم رفتیم دنبال کسری.

معلمشون دو روز اول هیچ تکلیفی  بهشون نداد و فقط بچه ها نقاشی کشیده بودند و از روز سوم  کلاسهاشون رسمی شد.

تکلیف مدرسه

تکلیف مدرسه  رو  یک صفحه مختص کار در کلاس و یک صفحه  کار در منزل  دادند . کسری تکالیفش رو به سختی انجام میده . با معلمش صحبت کردم  و قرار شد مشکل رو خود معلمش حل کنه . مشکل نوشتن تکلیف رو موقعیکه کلاس زبان میرفت هم داشتیم  و امیدوارم حل بشه.


  AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان 

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

کوروش وسرگرمیهاش

کوروش گل ما صبح که از خواب بیدار میشه  کمی برنامه کودک می بینه و یه خوره پای کامپیوتر  چند کلیپ مورد علاقه اش رو می بینه برنامه های مورد علاقه اش باب اسفنجی  - baby enishtain- ترانهای عموپورنگ و امیر محمد -shaun the sheep-خانواده اسپاگتی  و... هستند بعدش میره سرغ اسباب بازیهاش و لگوهاشو برمیداره  و نیم ساعتی باهاشون بازی میکنه و بعد میره سراغ ارگ و برای خودش ارگ میزنه  و میکروفنش رو  بر میداره  واسه خودش آواز می خونه  و یک وقتهایی  از مبل ها میره بالا  و میاد پایین  . خودش می تونه  رو صندلی کوچولوش می شینه .

هر شی گردی  ببینه می بره تو آشپزخونه   و می چرخونه و اگر خودش نتونه از ما میخواد براش بچرخونیم و خودش لذت می بره و بال بال میزنه

کوروش ما به رنگ  صورتی خیلی علاقه داره . مداد رنگی های کسری رو می ریزه و فقط مدادهای صورتی رو جدا میکنه و دستش می گیره و می بره . از لگوها صورتی هاشو جدا میکنه  و دستش می گیره  . خلاصه تو وسایل بازیش هر کدوم رنگ صورتی داشته باشه  بیشتر باهاشون بازی میکنه  (انگار بچه امون می خواسته دختر بشه اشتباهی پسر  شده)

کوروش ما از خواب بیدار میشه تا وقتیکه دوباره بخواد بخوابه  همش در حال راه رفتنه  و همه جا رو سرکشی میکنه و چیزی براش جالب باشه باهاش  سرگرم میشه  . پسرمون عاشق حموم رفتنه درست مثل کسری  و خدا نکنه بفهمه کسی میخواد بره حمام میره دم در حمام می شینه و گریه میکنه تا ببریمش حمام. وقتی حمام میره حاضر نیست بیاد بیرون . وان رو براش آب می کنیم و با اسباب بازیهاش و شامپوهاش بازی میکنه . از دوش  خیلی خوشش میاد و دوست داره زیر دوش بره .

همه تبلیغات تلوزیون و م ا ه و ا ره رو نگاه میکنه و دوست داره .

پشت برده قایم میشه و منتظر میشه پیداش کنیم و کلی با ذوق میخنده  و این بازی رو با ملافه و چادر هم دوست داره

و... بازیهایی که الان حضور ذهن ندارم

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان





AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 3 مهر1392 توسط مامانی |

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

 

 

آپلود عکس

 

آپلود عکس

 

 

آپلود عکس

 

 

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

.: Weblog Themes By Blog Skin :.