کوروشی(اینجوری صداش میکنیم) گلم تنبل خان خیلی کم می جنبه ترجیح میده زل بزنه به تلویزیون و یا نشسته بازی میکنه و اگر خسته بشه غر میزنه که بغلش کنیم و یه کم سواری میگره ازمون. بعضی وقتها کنار مبل می ایسته اونم باید نگهش داریم اما کلا ایستادن رو دوست داره وقتی متوجه بشه میخواهیم بنشونیمش سیخ می ایسته یعنی نمی خوام بشینم . البته همه اینا برمیگرده به خودم که اصلا وقت نمی کنم باهاش بازی کنم و ترجیحا یا توی روروئک میذاریمش و یا می ذارمش جلوی تلویزیون . خوب اگر این کارو نکنم نمیرسم غذا درست کنم و...
غذاش رو تا دوسه هفته پیش خوب میخورد اما بعد از یک سرما خوردگی ساده کم اشتها شده و کوروشی که قبلا به ظرف غذا حمله میکرد حالا روشو از غذا برمیگردونه .با دایی حمید و دایی هادی اش خیلی جوره.طوری که تا میبیند شون اصرار داره بغلش کنند و از بغلشون پایین نمیاد بد جور بغلیه.راه پله ها خوب میشناسه و تا یادش بیاد خودشو طرف در راه پله آویزون میکنه یعنی که منو ببرید بیرون. خلاصه بیرون رفتن رو دوست داره و توی ماشین فرمان رو دست میگیره و با بابایی رانندگی میکنه.
سرش رو تا 360 درجه برای دیدن میچرخونه که از این کارش می ترسم .
برای غذا خوردن قبلا دوست داشت خودش با دست غذا بخوره و الان سعی میکنه با قاشق غذا بخوره که البته همه غذا رو روی لباسش یا روی زمین می ریزه اما اصلا دوست نداره غذا دهنش بذاریم . غذای سفره رو به غذای خودش ترجیح میده و تقریبا خیلی کم براش غذای جدا و پوره دست میکنم چون دیگه لب نمیزنه میوه هایی مثل موز و نارنگی رو توی دستش له میکنه و میخوره و دوست داره دونه های انار رو توی دهنش بچلونیم و بخوره.ماکارونی و سوپ ورمیشل خیلی دوست داره.
هر بازی داداش کسراش انجام بده اونم دوست داره انجام بده هر وقت کسری شمشیر به دست باشه با جیغ و داد ازش میگیره.
دو هفته ایی میشه دست دسی میکنه اونم اگر مامانی براش بخونه دست دسی ... بقیه اگر ازش بخوان خجالت میکشه دست دسی کنه. کلا خجالت کشیدن رو نشون میده.
یه سرگرمیش نگاه کرده با ماشین لباسشویی و اگر چند ساعت هم بذاریمش جلوی ماشین لباسشویی با لذت نگاه میکنه انگار داره فیلم میبینه
دستمال کاغذی دم دستش باشه پر پر میکنه و میریزه دور و کمی ازش میخوره البته اگر حواسمون نباشه.
عقب عقب می خزه و سعی میکنه چهار دست و پا بره اما می افته . نشسته و خوابیده روی دستش می تونه لم بده.
ماما بابا و دادا میگه.حمام و آب بازی رو دوست داره و توی حموم همش میخواد آب رو توی دستاش بگیره.
با روروئک سراغ میز پذیرایی میره و رومیزی رو میکشه پایین .
برای خواب بعضی اوقات با صدای ه ا ی د ه میخوابه و بعضی اوقات چند کلیپ ویدیویی نگاه میکنه و بعد میخوابه. کامپیوترو می شناسه و هر وقت از کنارش رد میشیم خودشو آویزون میکنه که پای کامپیوتر بشینه و ترانه گوش میکنه و با روروئک هم میاد کنا رمیز کامپیوتر می ایسته و نگاه میکنه به کلیپ های که دوست داره
دوست داره با بطری آب بخوره و ...... دیگه بقیه رو حضور ذهن ندارم
کسری جان با مدرسه مشغوله و بعضی اوقات دست و صورت و پاش کبود میشه یا زخمی میشه موقع بازی با بچه ها. مدرسه اش رو دوست داره و با علاقه مدرسه میره
کادوی دندون دوم که افتاد براش یک ارگ بزرگ خریدیم و براش بردیم مدرسه که تو کلاس بهش دادند و خیلی خوشحال شده بود.
سه هفته پیش یه سفر سه روزه به چابهار داشتیم که خوش گذشت اما روز آخر کسری حالش بد شد و مسوم شد و حالت تهوع داشت کمی حالمون رو گرفت که خدا رو شکر با یه امپول سریع خوب شد.

















